
چو دزو
1200- 1130 ¡ چيني
چو دزو (استاد چو) يا چو هسي يا ژو شي نظام فلسفي بسيار تأثيرگذاري ايجاد كرد كه در غرب به آيين نوكنفوسيوسي معروف است و مبنايي براي نظام آموزشي سنتي چين فراهم آورد كه تا سال 1905 برقرار بود.
چو دزو به عنوان یکی از مهمترین فیلسوفان کنفوسیوسی چین مورد احترام است و حتی برخی او را در مقام دوم پس از کنفوسیوس قرار میدهند.
او در دوران سلسلهی سونگ (۱۲۷۹-۹۶۰) میزیست. چو دزو باعث ایجاد نظام فکری بسیار تأثیرگذاری شد که در غرب به آیین نوکنفوسیوسی معروف است اما در چین با عنوان دائوشونه شناخته میشود. این اصطلاح به معنای «مطالعهی دائو» ممکن است سنت فلسفی دیگری (یعنی آیین دائو) را به ذهن متبادر کند. با این حال، مفهوم «دائو» به معنای «راه» یا «مسیر» منحصر به سنت فکری دائویی نیست و میان تعدادی از مکاتب فکری چینی (از جمله آیین کنفوسیوس) مشترک است.
تحصیلات و حرفه
پدر چو دزو یکی از مقامات محلی یوشی در استان فوجیان امروزی بود. خانوادهی او اهل یوشی نبودند و پدرش در سال ۱۱۲۷ پس از انقراض سلسلهی سونگ شمالی، به آنجا تبعید شده بود. چو دزو ابتدا توسط پدرش آموزش دید و از همان ابتدا کنجکاوی فکری خارقالعادهای از خود نشان داد. میگویند او در پنج سالگی پرسید «چه چیزی فراتر از آسمانها قرار دارد؟» و هیچکدام از بزرگترها و ریشسفیدان نتوانستند پاسخی بدهند که او را راضی کند.
زمانی که سیزده ساله شد، پدرش درگذشت و تعدادی از دوستان پدرش مسئولیت ادامهی آموزش او را بر عهده گرفتند. تنوع آموزگاران باعث شد تا او از هر سه سنت فکری بزرگ در اندیشهی چینی، یعنی آیینهای بودا، دائو و کنفوسیوسی تأثیر بپذیرد.
چو دزو خیلی زود (در سن نوزده سالگی) در آزمون استخدامی امپراتوری قبول شد. این دستاوردی حیرتآور بود زیرا میانگین سنی کسانی که در این امتحانات پذیرفته میشدند ۳۵ سال بود و بسیاری از داوطلبان تمام عمر خود را بدون کسب هیچ موفقیتی به پای این آزمون میگذاشتند. اندیشمندی با استعدادهای آشکار چو دزو میتوانست به مقامهای بالایی دست پیدا کند اما او تنها دو مقام دولتی داشت؛ ابتدا به عنوان کارمند ادارهی ثبت منطقهی تونگآن (۱۱۵۳- 1156) و سپس بخشدار ناحیهی نظامی نانکانگ (۱۱۸۲-۱۱۷۹). دوران کوتاه تصدی مقام توسط چو دزو به دو دلیل بود. شخصیت نسبتاً خجالتی و دیرجوش او، و تمایلش به نامهنگاری به امپراتور. او در این نامهها به مخالفت و اعتراض نسبت به سیاستهای جاری میپرداخت.
از سال ۱۱۵۳ به تحصیل زیر نظر فیلسوف کنفوسیوسی لی تونگ پرداخت و در سال ۱۱۶۰ رسماً به شاگردی او درآمد. او ترجیح داد تا به جای ادامهی زندگی در اجتماع، زندگی گوشهگیرانهتري را به عنوان نگهبان معبد در پیش بگیرد و از طریق تمرین فلسفه، خود را وقف رسیدن به فرزانگی کند.
نوشتههای متنوع
چو دزو با رها شدن از الزامات شغل اداریاش، خود را به طور کامل وقف نگارش و پژوهش کرد؛ گفتههای به جامانده از او حداقل سیصد طومار را پر میکند. چو دزو علاوه بر شرحهای فلسفی، نامههای بیپروا و اثر مشهوری به نام جیا لی یا «کتاب آداب خانوادگی» (نوعی کتاب راهنمای اخلاقی کنفوسیوسی برای خانوادهها)، مطالب فراوانی در مورد تاریخ نوشت. او اثر کلاسیک زیژی تونگجیان را بازنویسی کرد تا اصول اخلاقی حکومت را به صورتی گویاتر نشان دهد. از او بالغ بر ۱۴۰۰ شعر با طیف وسیعی از موضوعات بر جای مانده است.
رکگویی چو دزو در سالهای پایانی عمرش سبب شد تا از سوی مقامهای رسمی، عرضهکنندهی «آموزههای نادرست» تلقی شود و آثارش مورد سانسور قرار گیرد. حتی بعضیها خواهان اعدام او بودند. البته این اتفاق بر محبوبیت او تأثیری نداشت و در زمان مرگش در سال 1200، نزدیک به هزار نفر در تشییع پیکر او شرکت کردند.
بلافاصله پس از مرگش از او اعادهی حیثیت شد و به شخصیتی تأثیرگذار در اندیشه و طرز حکومت چین در قرن سیزدهم تبدیل گردید. در سال ۱۳۱۳ امپراتور رِنزونگ نظام فلسفی او را محور مفاد آزمون استخدامی امپراتوری قرار داد و بدینگونه میراث چو دزو را تثبیت کرد.
آیین نوکنفوسیوسی
اصطلاح «نوکنفوسیوسی» توسط فیلسوفی به نام فنگ یولان (۱۹۹۰-۱۸۹۵) در کتاب تأثیرگذارش دربارهی تاریخ فلسفهی چین مطرح شد اما ریشهی این اصطلاح را میتوان در صدها سال پیش از آن پیدا کرد. آیین کنفوسیوسی در طول دوران سلسلهی هان (206 قم تا ۲۲۰ میلادی) تبدیل به فلسفهی رسمی دولت چین شد و هزاران آکادمی برای اشاعهی این ایدئولوژی در سرتاسر امپراتوری چین تأسیس شدند.
با این حال، آشفتگی و زوال سلسلهی هان به بیاعتباری این ایدئولوژی انجامید و آیینهای دائو و بودا که هر دو از حمایتهای امپراتوری بهرهمند بودند، بر آیین کنفوسیوسی سایه انداختند.
آیین کنفوسیوسی قرنها بعد در زمان سلسلهی سونگ، به شکلی احیا شده مجدداً سر برآورد. آثار کلاسیک کنفوسیوسی دوباره رواج پیدا کردند و متفکران چینی تعالیم آن با موضوعات حیات فکری، فرزانگی و خودشکوفایی را بازیابی کردند. آیین نوکنفوسیوسی به آرامی جلوی نفوذ آیین بودا را (که خارجی محسوب میشد) گرفت. چو دزو شخصیتی محوری در ایجاد فلسفهی نوکنفوسیوسی محسوب میشود. دستاورد عظیم او گردآوری آثار پنج تن از پیشکسوتان برجستهاش بود: شائو یونگ، ژو دونیی، ژانگ زای و برادران چِنگ (چِنگهائو و چِنگ یی). چو دزو پایهای محکم برای تجدید حیات تفکرات کنفوسیوسی فراهم آورد و آیین کنفوسیوسی را برای قرنهای متمادی به فلسفهی غالب چین تبدیل کرد.
لی و چی
محور فلسفهی چو دزو، رابطهی میان این دو مفهوم است: «لی» یا آداب و اصول و «چي» یا نیروی حیاتی. «لی» و «چی» به دو جنبهی موجود در تمامی چیزها اشاره دارند. «لی» به ماهیت بنیادین چیزها (منطق پشت آنها) اشاره دارد در حالی که «چی» نیرویی حیاتی است که متناوباً شکل میگیرد و متلاشی میشود و بدینصورت به اصول و آداب شکل میدهد. در هر چیزی هم «لی» و هم «چی» وجود دارد و به گفتهی چو دزو، «لی» بدون «چی» و «چی» بدون «لی» ممکن نیست.
این اصول را مثلا دربارهی یک انسان، اینگونه میتوان توضیح داد: «چی» هر چیزی است که ما از آن به وجود آمدهایم ولی این «چی» شکل خاص خود را مطابق با «لی» به دست میآورد. بخشی از «لی» ما (جوهرهی ما) داشتن دو دست، دو پا، دو چشم و غیره است.
با این حال، «لی» نه تنها به اصول جسمانی، بلکه به اصول اخلاقی نیز اشاره دارد. بنابراین «انسانیت»، «عمل به آداب آیینی» و «نشان دادن خرد» نیز بخشی از «لی» ما هستند. تمایز ظریف میان «چی» و «لیِ» چینی با «ماده» و «صورت» غربی در همینجاست. «لی» هم آن چیزی است که هر چیزی «هست» و هم آن چیزی است که هر چیزی «باید باشد». بر اساس تعالیم چو دزو، طبیعت بشری یا شینگ ذاتاً خوب است ولی انسانها میتوانند به راحتی از این نیکی عدول کنند شر زمانی اتفاق میافتد که ما از «لیِ» خود منحرف میشویم و خیر ذاتيمان را ترک میکنیم.
چو دز و متون کلاسیک چینی به ویژه «چهار کتاب» را ویرایش کرد و بر آنها شرحهای مفصل نوشت. شرحهای چو دزو با دانش او از تاریخ و وقایع جاری و نیز تأملات شخصیاش آمیخته است. این شرحها علاوه بر گستردگی و ژرفاندیشی، به دلیل سادگی متنشان جالب توجه هستند. شرحهای او آیین کنفوسیوسی را به دور از شکل بوروکراتیک قبلی آن و بیشتر از جنبهی تربیت اخلاقی مورد بازبینی قرار میدهند. شاید به همین دلیل است که آثارش از قرن چهاردهم تا قرن بیستم همواره محور تعالیم کنفوسیوسی محسوب میشدهاند.
دیدگاه خود را بنویسید